عبد الرحمن جامي

مقدمة ويليام چيتيك 48

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

فصل هفتم بحث است دربارهء حقيقت انسان و اينكه انسان كامل مقصود از آفرينش عالم است ، چون تمام اسماء حق كه در عوالم مختلف به صورت تفصيل ظهور پيدا مىكند در انسان كامل به صفت اجمال بروز مىكند ، و او جامع است ميان وجوب و امكان و محيط است بر هر چيزى كه در سلسلهء موجودات به ظهور مىرسد . خلاصه « آدمى مركب است از جميع عوالم ، و اكمل موجودات است » ( 62 / 10 ) . فصل هشتم بيانى است از وحدت وجود و يگانگى تمام اين عوالمى كه شرح آنها گذشت . « سوى » و « غير » مانند امواج دريا بر پهنهء بحر هستى است ، يا مانند حروف مختلفى است كه همه از همان « ألف » به وجود آمده است ، يا شبيه به اعداد است ، كه همه بر مىگردد به همان عدد « يك » ، يا مثل رنگهاى گوناگونى است كه يك نور همهء آنها را ظاهر مىسازد . گذشته از اين تمثيلها جامى از بحثهاى مشكل نظرى قونيوى استفاده مىكند تا نشان بدهد كه وجود دو اعتبار دارد ، اعتبار ظهور و اعتبار بطون ، و هر دو اعتبار براى وجود حق كمال است . اسماء متعددى كه به حق نسبت داده مىشود ، مانند واحد ، ذات ، الله ، رحمن و غيره ، همه اعتبارات مختلف همين وجود است . در فصل نهم ، كه آخرين فصل مقدمه است ، جامى به يك موضوع اساسى توجه مىكند ، كه همانا لزوم و ضرورت عمل و سير و سلوك در مقابل علم و بحث و فحص است . در اين فصل به وضوح عقيده اى را كه در بعضى از كتابهاى ديگر به تفصيل مطرح كرده است ( رك فهرست آثار وى ، شمارهء 20 و 21 ) بيان مىكند ، يعنى : علمى كه در او خون جگر بايد خورد حفظ و أدب و كتاب كى دارد سود ؟ سپس به توضيح دربارهء مراتب مختلف توحيد و « يكتا بودن » - نه « يكتا گفتن » - مىپردازد ، تا « هر كس به واسطهء گفت و گوى اين سخنان و پندار ادراك معانى آن به خود گمان كمال نبرد » ( 77 / 4 ) . عقيدهء جامى دربارهء سير و سلوك و جنبهء عملى عرفان و راه رسيدن به مراحل مختلف توحيد در رباعى اول رسالهء طريق خواجگان او خلاصه مىشود :